تبليغاتX
صلح كل
 

حاج زین العابدین شیروانی(مستعلیشاه) عالم و عارف بزرگ قرن سیزدهم (ه .ق) صاحب سه کتاب ارزشمند رياض السيحه ٬حدايق السياحه وبستان السيحه است.آثار ایشان بدون شک جز ارزشمنترین گنجینه هایی است که راجع به تاریخ ایران و وضعیت اجتماعی مردم و آداب و رسوم آنها و وضعیت اقلیمی شهرهای مختلف و وضعیت دینی و توصیف فرقه های مختلف و آرا و عقاید آنها در قرن سیزدهم هجری نگاشته شده است.مقاله زیر را از محقق ارجمند جناب علیرضا ذکاوتی قراگوزلو در توصیف  آثار جناب شیروانی انتخاب کرده ام امید است مورد توجه خوانندگان ارجمند قرار گیرد.(صلح کل)

ارزش آثار حاج زین العابدین شیروانی(علیرضا ذکاوتی)

 

خلاصه : معرفي سه كتاب از زين‌العابدين شيرواني: 1- “رياض السياحه“، 2- “حدايق‌السياحه“، 3- “بستان السياحه“ ـ مختصري درباره زندگي شيرواني، ارزش كتابهاي شيرواني ازنظر علم الاديان، آثار شيراني ازنظر مواد تاريخ اجتماعي قرن سيزدهم هجري وازلحاظ مواد مردم‌شناسي.

 

  

مختصري از زندگي شيرواني

 

زين العابدين شيرواني متخلص به تمكين و ملقب به مستعلي شاه بسال 1193 ه ق در شماخي زاده شد . پدرش ملا اسكندر مردي روحاني بود . شيرواني در 5 سالگي همراه خانواده به كربلا منتقل شد و تا 17 سالگي به تحصيل علوم مقدماتي و ديني مشغول بود و منجمله از حوزة درس آقاباقر بهبهاني و سيد علي صاحب رياض استفاده كرد و با مجذوبعليشاه همداني آشنا شد و هم در آنجا دست ارادت به معصومعليشاه دكني و نور عليشاه اصفهاني داد و به سلك درويشان نعمت اللهي درآمد ........

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 27 فروردین1387ساعت   توسط صلح كل  | 
                      

 

                 ناصح به طعن گفت که رو ترک عشق کن 

       

محتاج جنگ نیست برادر نمی کنم  

 

 حافظ جناب پیر مغان جای دولتست

                

   من ترک خاکبوسی این در نمی کنم 

 

            

+ نوشته شده در  جمعه 23 فروردین1387ساعت   توسط صلح كل  | 

آقا محمد علی کرمانشاهی (صوفی کش)

آقا محمد علی کرمانشاهی(۱۱۴۴ -1216) فقیه و حاکم شرع شهر کرمانشاه در دوران سلطنت فتحعلیشاه قاجار بود.عمده شهرت او به خاطر قتل و آزار و اذیت پیروان اهل عرفان و تصوف بود.تا جای که در سراسر ایران آنزمان به نام (۰صوفی کش))مشهور شد.دو تن از عرفای مشهور آنزمان یعنی ((سید معصومعلیشاه))و ((مظفرعلیشاه))به دست آقا محمد علی به قتل رسیدند.تنها دست آویز آقا محمد علی برای قتل این افراد کفر آمیز بودن عقاید ایشان بود.تمامیت خواهی فقیهانه او باعث شد تا دستش به خون انسانهایی آلوده شود که تنها جرمشان اعتقاد به عرفان و تصوف بود.

خیراتیه در ابطال طریقة صوفیه از مهمترین و مفصلترین ردیه های تصوف است که آقامحمدعلی آن را در 1211 (مطابق با عدد ابجدی « خیرات ») در اوج مبارزات خود با صوفیان (رجوع کنید به ادامة مقاله ) تألیف کرد. وی پیش از این در رسالة عربی قطع المقال فی رد اهل الضلال مقامع الفضل (ش تصا غقفح شفد) سنة الهدایة (ص 140ـ146) فتاح المجامع (که شرح ناتمامی بر مفاتیح الشرایع فیض کاشانی است ) شرح دیباچة مفاتیح الشرایع و معترک المقال فی احوال الرجال به رد طریقة صوفیه پرداخته بود ولی لحن او در خیراتیـه با موارد قبل بکلی تفاوت دارد و از بالا گرفتن حرکت صوفیان در آن زمان حکایت می کند ( خیراتیـه ج 1 ص 36 66). وی در این اثر با لحنی خطابی و جدلی تصوف را از ابعاد نظری تاریخی مشاهیر مکاتب آیینها و سلوک نقد و رد کرده و گذشته از آن حکمت و فلسفه را نیز از آن رو که با ریشه های تصوف پیوند دارد به نقد کشیده است خیراتیـه در دو جلد با فهارس و تعلیقات چاپ شده است.بنابراین میتوان از آقا محمد علی به عنوان فقیهی قشری نام برد که علاوه بر عرفان و تصوف از منتقدین جدی حکمت و فلسفه هم بوده است(در عصر کنونی فقهایی چون:ناصر مکارم شیرازی٬صافی گلپایگانی٬نوری همدانی و مرحوم فاضل لنکرانی را میتوان دنباله رو تفکرات آقا محمد علی کرمانشاهی دانست)

 عمدة شهرت آقامحمدعلی مبارزة جدی و گستردة او با صوفیه است. پس از آنکه معصوم علیشاه  دکنی به نمایندگی از شاه علیرضای دکنی قطب سلسلة نعمة اللهیه (متوفی 1214) در عصر کریمخان زند از هندوستان به ایران آمد.گرایش عموم مردم به سمت عرفان و تصوف به سبب خستگی و ملال از زهد خشک و ریایی موجب نگرانی برخی علمای ظاهر بین شد. بارزترین مریدان معصومعلیشاه عبارت بودند از: فیض علیشاه (به اختلاف متوفی 1194 تا 1200) و سپس پسرش نورعلیشاه (متوفی 1212) بودند. پس از چندی مشتاق علیشاه (مقتول 1206 در کرمان ) نیز به جرگة مریدان پیوست . با بالا گرفتن کار این صوفیان و جذب شدن مردم زیادی به آنان که با حرکتهای دسته جمعی از شهری به شهر دیگر همراه بود علمای ظاهر بین نسبت به حفظ قدرت و مقبولیت  خود نزد مردم نگران شدند و حکام را از عواقب امر تحذیر کردند به تبع آن برخی از حکام به اخراج صوفیان از شهرها و در برخی موارد قتل و آزار ایشان دست یازیدند (رجوع کنید به ملکم ج 2 ص 213ـ216 معصوم علیشاه ج 3 ص 172ـ 173 شیروانی 1361 ش ص 656 همو 1315 ص 87 ـ 88 91ـ92)

منابع صوفیه (معصوم علیشاه ج 3 ص 175 شیروانی 1361 ش ص 547 نیز رجوع کنید به ایرانیکا همانجا) علت این مخالفت آقامحمدعلی را غالبا حسادت او به دانش معصوم علیشاه و اغراض شخصی ذکر کرده اند و برخی نیز عمل او را نوعی خطای در اجتهاد دانسته اند. این نکته در خور دقت است که پیش از ظهور معصوم علیشاه آقامحمدعلی نسبت به تصوف برخوردی جدی نداشت و حتی در مقامع الفضل (ش غقمج ) لعن بر صوفیه را به طور مطلق جایز نمی دانست.

در 1211 آقامحمد علی بعد از ورود معصوم علیشاه به دعوت صوفیان به کرمانشاه وی را دستگیر و در منزل خود محبوس کرد. ). در همین اوان بود که آقامحمدعلی خیراتیه را در رد صوفیه نگاشت و با فرستادن آن به نزد فتحعلی شاه و حاجی ابراهیم خان شیرازی بار دیگر نظر موافق ایشان را در قلع و قمع صوفیه جلب کرد (برای مراسلات آقامحمدعلی و فتحعلی شاه و صدراعظم او رجوع کنید به خیراتیه ج 1 ص 143ـ145 152 153 ج 2 ص 501ـ505 509ـ510 معصوم علیشاه ج 3 ص 176ـ179).

پس از آنکه آقامحمدعلی معصوم علیشاه را توبه داد و وی نپذیرفت او را به قتل رساند و جسدش را در رودخانة قره سو انداخت (برای اقوال مختلف دربارة قتل معصوم علیشاه به امر آقامحمدعلی بهبهانی رجوع کنید به معصوم علیشاه 0ج 3 ص 174ـ175 ملکم ج 2 ص 215 حبیب آبادی ج 2 ص 406 هدایت 1344 ش ص 561 شیروانی 1361 ش ص 834 همو 1315 ص 224 پورجوادی و لامبورن ویلسون ص 128ـ 129). در 1213 فتحعلی شاه به صوابدید آقامحمدعلی و کمک حاجی ابراهیم خان شیرازی مظفر علیشاه مرید نورعلیشاه را با بعضی صوفیان دیگر دستگیر کرد و به کرمانشاه فرستاد. مظفر علیشاه مدتی در منزل آقامحمدعلی محبوس بود تا آنکه در 1215 مرموزانه از دنیا رفت (حبیب آبادی ج 2 ص 558 معصوم علیشاه ج 3 ص 207ـ208 شیروانی 1315 ص 484 همو 1361 ش ص 547 ـ 548). بعضی منابع (آقابزرگ طهرانی 1403 ج 9 قسم 3 ص 1061 شیروانی 1315 همانجا) مرگ مظفر علیشاه را نیز به آقامحمدعلی نسبت داده اند.اگرچه تنها قتل معصوم علیشاه به دست آقامحمدعلی کرمانشاهی مسلم است ولی از آنجا که از قتل معصوم علیشاه در تاریخ و منابع صوفیه به شهادت و نیز فاجعه ای دردناک تعبیر شده و غالبا آقامحمدعلی را مسبب دستگیری و قتل شماری از صوفیان در تهران و شهرهای دیگر دانسته اند او را «صوفی کش » لقب داده و از او به زشتی یاد کرده اند. نیز همکاری و ارادت فتحعلی شاه و صدراعظم او نسبت به آقامحمدعلی را نشانة دنیاپرستی و جاه طلبی وی دانسته اند (تنکابنی ص 199 نفیسی ج 2 ص 43 به بعد شیروانی 1361 ش ص 657 834 همو 1315 ص 88 462 ایرانیکا همانجا پورجوادی و لامبورن ویلسون همانجا).

مرگ عبرت آموز آقا محمد علی کرمانشاهی

علامه طهرانی در کتاب روح مجرد چنین نقل کرده:در ليلة‌ جمعه‌ دوازدهم‌ شهر جُمادَي‌ الثّانيه‌ سنة‌ يكهزار و سيصد و هفتاد و هفت‌ هجريّة‌ قمريّه‌ كه‌ حقير در همدان‌ و در منزل‌ و محضر حضرت‌ آية‌ الله‌ حاج‌ شيخ‌ محمّد جواد أنصاري‌ همداني‌ مشرّف‌ بودم‌، ايشان‌ در ضمن‌ نصايح‌ و مواعظ‌ و قضايا فرمودند:

آقا سيّد معصوم‌ عليشاه‌ را آقا محمّد علي‌ بهبهاني در كرمانشاه‌ كشت‌. آقا محمّد علي‌ سه‌ نفر از أولياي‌ خدا را كشت‌. سوّمي‌ آنها بُدَلا بود كه‌ فرمان‌ قتل‌ او را صادر كرده‌ بود. بُدلا به‌ او گفت‌: اگر مرا بكشي‌، تو قبل‌ از من‌ خاك‌ خواهي‌ رفت‌! آقا محمّد علي‌ به‌ وي‌ گفت‌: مظفّر عليشاه‌ و سيّد معصوم‌ عليشاه‌ كه‌ از تو مهمتر بودند چنين‌ معجزه‌اي‌ نكردند، تو حالا ميخواهي‌ بكني‌؟! بدلا گفت‌: همينطور است‌. چون‌ آنها كامل‌ بودند، مرگ‌ و حيات‌ در نزدشان‌ تفاوت‌ نداشت‌؛ ولي‌ من‌ هنوز كامل‌ نشده‌ام‌ و نارس‌ هستم‌. اگر مرا بكشي‌ به‌ من‌ ظلم‌ كرده‌اي‌! آقا محمّد علي‌ به‌ حرف‌ او اعتنا نكرد و او را كشت‌. هنوز جنازة‌ بدلا روي‌ زمين‌ بود كه‌ آقا محمّد علي‌ از زير دالاني‌ عبور ميكرد ناگهان‌ سقف‌ خراب‌ شد و در زير سقف‌ جان‌ سپرد. چون‌ ايشان‌ عالم‌ مشهور و معروف‌ كرمانشاه‌ بود و احترامي‌ مخصوص‌ در ميان‌ مردم‌ داشت‌ فوراً جنازه‌اش‌ را تشييع‌ و دفن‌ كردند، امّا در اين‌ أحيان‌ كسي‌ به‌ بدلا توجّه‌ نداشت‌ و جنازة‌ وي‌ در گوشه‌اي‌ افتاده‌ بود و هنوز دفن‌ نشده‌ بود.
مرحوم‌ آية‌ الله‌ انصاري‌ فرمودند:ا گرچه‌ مظفّر عليشاه‌ و سيّد معصوم‌ عليشاه‌ و بدلا مسلك‌ درويشي‌ داشتند؛ امّا فرمان‌ قتل‌ اولياي‌ خدا را صادر كردن‌ كار آساني‌ نيست‌.

.............................................

منابع:

-دایره المعارف بزرگ اسلامی

ـریاض السیاحه و بستان السیاحه زین العابدین شیروانی

-وبلاگ نامه های سوشیانت


 

+ نوشته شده در  جمعه 9 فروردین1387ساعت   توسط صلح كل  | 

 

پیام نوروزی مولانا المعظم حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوب علیشاه ارواحنا فداه

به مناسبت آغاز سال ۱۳۸۷(ه ش) 

 
 
«یا مُحَوِّلَ الحَولِ وَ الاَحوالِ حَوِّل حالَنا اِلی اَحسَنِ الحالِ»

رسید مژده که ایّام غم نخواهد ماند             چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند
حلول عید سعید نوروز سال 1387 شمسی که مُقارن با فرخنده ایّام میلاد با سعادت پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع) است را بتمام ایرانیان عزیز مخصوصاً برادران گرامی سلسله نعمت اللّهی سلطانعلیشاهی حَفَظَهُمُ اللهُ وَ وَفَّقَهُم که به محبّت و ولایت و پیروی از ائمّه اثنی عشر علیهم السلام افتخار می نمایند، تبریک و تهنیت عرض نموده و از درگاه خداوند مهربان در ظلّ عنایات خاصّه حضرت قائم آل محمّد عَجَّل اللهُ فَرَجَهُ الشَّریف سلامتی و توفیقات صوری و معنوی و رفع تمام بلیّات و گرفتاریها را برای همه مسئلت می نمایم. از جهت وظیفه الهی خود و علاقه وافر قلبی که بفقرا دارم، تذکّراتی را اگرچه تکراری، متذکّر می شوم:

1- جمع بین شریعت و طریقت و احکام ظاهر و آداب باطن از اَهَمّ توجّهات این سلسله جلیله بوده و بزرگان و راهنمایان این مکتب همیشه باین حقیقت و جامعیّت تأکید نموده و پیوسته راهروان این راه را باجرای هر دو که مانند روح و بدن و مغز و پوست می باشند، توصیه فرموده اند امّا دو گروه جاهلین و مُغرضین که در هر زمان برای تخطئه حقّ می کوشند و جهل را در اذهان جُهّال مستحکم می سازند، دقّت ننموده و آنرا بعنوان جدایی شریعت از طریقت قلمداد نموده و دین را فقط در شریعت منحصر می دانند. حضرت شاه نعمت الله ولی قُدِّسَ سِرُّهُ العَزیز که این سلسله به نام نامی آنحضرت می باشد فرموده اند:
دانستن   علم   دین   شریعت   باشد                             چون در عمل آوری طریقت باشد
چون جمع کنی علم و عمل با اخلاص                          از بهر رضای حقّ ، حقیقت باشد

2- بنا بفرمایش حضرت آقای صالح علیشاه قَدَّسَنَا اللهُ بِسِرِّهِ السُّبحانی در مقدمه رساله شریفه پند صالح:«البتّه باید انقلابات دنیا و جنبش که در هر موردی مشهودست در ما نیز اثر نماید و بیدار شویم و از موقع استفاده کنیم و اگر چه عنوان حزب و دسته بندی و دخالت در کارهای دنیوی در درویشی و بندگی نیست ولی مؤمن باید زیرک و انجام بین بوده و قدر آسایش را دانسته، شکرگزار باشد و هر موقع موانع کمتر بود در توجّه و عمل بکوشد و در رفع شُبَهات و اختلافات مذهبی فروگزار ننماید.» و چون امید کامل می رود با رعایت کلیه دستورات شریعت و طریقت، قدرت تشخیص مسائل دنیوی که اَخَفّ از مسائل معنوی است برای فقرا حاصل شود، لذا مسائل دنیایی(سیاست بمعنای متداول آن) بعهده خود آنان است که با مشورت و همراهی با برادران تصمیم بگیرند و انشاء الله بحصول اَجرَین نایل گردند.

3- هنوز داغ دل دینداران حقیقی و مؤمنین در ایران و خارج از کشور از قضیّه تخریب حسینیّه قُم آرام نشده بود که موضوع تخریب حسینیّه فقرا در بروجرد پیش آمد، آمرین و مسبّبین و کلیه کسانی که بنوعی در این گناه بزرگ شرکت داشتند بدانند که خداوند دارای جنود و لشگریانی است که آنها را در دنیا و آخرت از وِجهه کریمشان ساقط کرده و بسزای اعمالشان می رساند و حتّی کسانی که راضی باین اعمال باشند نیز شریک در جُرم هستند. الهی آنرا که خواهی بَراندازی با درویشان در اندازی. ضمناً کلیّه کسانی که بهر نحوی از چنین اقدامات جاهلانه و مُغرضانه تبرّی جسته و آنرا تقبیح نمودند مخصوصاً سلسله جلیله علما و اندیشمندان قطعاً در درگاه حقّ مأجور و مُثاب بوده و نزد بندگانش بر شخصیّت و اعتبار خود که دفاع از حقوق انسانهای مؤمن نموده¬اند بیش از پیش افزوده و فقیر نیز از آنان سپاسگزاری می نمایم و همچنین از کلیّه فقرای داخل و خارج از کشور که با ارسال کمکهای خود با برادران و خواهران ایمانی آسیب دیده در این وقایع و همچنین حوادث غیر مترقّبه دیگر مانند زلزله بم و سیل استان گلستان و مازندران و برف و طوفان استان گیلان همدردی و محبّت نمودند، متشکرم و این عمل خیرشان نشان می دهد که حالشان گویای( نَحنُ روحان حَلَلنا بَدَنا) است، از خداوند ترفیع درجات معنوی آنان را مسئلت دارم.

4- شرکت و حضور در مجالس فقری شبهای جمعه و دوشنبه از مهمترین وظایف فقری در این زمان است زیرا بموجب فرموده رسول خدا(ص) مجالس ذکر خدا از باغهای بهشت در دنیا و جایگاه آماده نمودن بهشت اُخروی است. رویّه پیشوایان و راهنمایان سلسله، حضور در این مجالس بوده که به پیروی از آنان ما نیز باید این چراغ را روشن نگهداریم و مخصوصاً با انواع اشتغالات و گرفتاریها که در این زمان وجود دارد مجالس فقری بهترین فرصت است برای یاد خدا و دیدار بزرگان و ملاقات مؤمنین و آگاهی از حالات یکدیگر و کسب معارف حقّه و اکتساب فضایل اخلاقی و آرامش روحی که مهمترین نیاز افراد جامعه در این دوران است و این مجالس که مجوّز آن معناً از سوی پیامبر اکرم و ائمه معصومین عَلَیهِمَ السَّلام صادر گردیده است و حضرت علی علیه السّلام می فرماید: عَلَیکَ بِمَجالِسِ الذِّکرِ( بر تو باد شرکت در مجالس ذکر) اگر این دستور را وجوب هم ندانیم، مُسلَّماً توصیه مؤَکَّد تلقّی می شود. در این مجالس اِحیاء امر دین و توسّل بذیل عنایات اولیای حقّ مورد نظر است پس هر مؤمن و عاقلی سعی و اهتمام در ترویج و رونق آن خواهد داشت و چون هیچ امر خلاف شرع مطهّر و قانون در آن صورت نمی گیرد بهیچ وجه تعطیل نخواهد شد. حاضرین در این مجالس چه در حسینیه ها و چه در منازل در داخل و خارج ایران می دانند که در مدّت جلسه فقری، صاحب آن حضرت مولی است.

5- اتّحاد و همدلی فقرا و نداشتن کدورت و رنجیدگی از یکدیگر از مهمترین عوامل رشد معنوی سالکین بوده و موجب رونق مکتب فقر و خار چشم معاندین است و فقرا باید به لوازم برادری با یکدیگر رفتار نمایند تا پدر روحانی از آنها راضی و رحمت الهی نازل گردد «وَ لا تَنازَعُوا فَتَفشَلُوا وَ تَذهَبَ ریحُکُم» را بیاد داشته باشند و در اصلاح بین مؤمنین هر چه توانند کوشش نمایند:
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم               که در طریقت ما کافریست رنجیدن

6- علماء شریعت و راهنمایان طریقت مانند:«دو دست یک انسان و دو شُعبه یک اداره و دو شاخه یک درختند» که در مسیر تعالی و تکامل مسلمین انجام وظیفه می نمایند و فقرا در احکام شریعت از علمایی که متّصف به چهار صفت و نشانه مهم مرجعیّت می باشند در اعمال شرعی تقلید و پیروی نموده و نهایت ادب و احترام را نسبت بآنها رعایت می نمایند و آن چهار صفت همانست که:«مَن کانَ مِنَ الفُقَهاءِ صائِناً لِنَفسِهِ، حافِظاً لِدینِهِ، مُخالِفاً لِهَواهُ، مُطیعاً لِاَمرِ مَولاهُ فَلِلعَوامِ اَن یُقَلِّدُوهَ» امّا همانطور که در ادامه این نشانه ها آمده است:«وَ ذلِکَ لا یَکُونُ اِلّا بعض فقهاء الشیعه » این نشانه ها فقط در بعضی از فقهای شیعه است. سنایی عَلیه الرّحمه می فرماید:
چو علم آموختی از حرص ایمن شو که اندر شب         چو   دزدی   با  چراغ آید ، گزیده تر   بَرَد   کالا

7- فقرا در اموری مادّی و دنیوی و خانوادگی از نیروی تعقّل و تفکّر خود و مشورت با کسانی که در امور فوق آگاهی و تجربه دارند، کمک بگیرند و با توکّل بخدا امور خود را انجام دهند و حتّی از استخاره مگر در موارد ضروری کمتر استفاده نمایند و بیشتر از قرائت قرآن و تدبّر و تفکّر در تعالیم این کتاب آسمانی بعنوان برنامه زندگانی فردی و اجتماعی بهره برند و با نور قرآن در امور صوری و معنوی زندگانی خود را نورانی نمایند.

8- زیارت خانه خدا و مدینه منوّره و عتبات عالیات و مراقد بزرگان دین از وسایل تقرّب بخدا و کمک کار سالک است از جمله چون چهار نفر از بزرگان ما که حقّ زیادی در هدایت و تربیت ما دارند در بیدخت مدفون می باشند، فقرا پیوسته بآن مزار متبرّک رفته و در مدّت اقامت در آنجا که نباید از سه روز بیشتر باشد با رعایت توصیه هایی که به زوّار و مسافرین طیّ اعلامیه ای شده است بر رونق آن مکان مقدّس افزوده و بهره روحی و معنوی برده و از کتابخانه سلطانی در ایّام توقّف خود در آنجا استفاده نمایند. به برادران محترمی که افتخاراً در مزار سلطانی خدماتی انجام می دهند همواره دستور داده شده است که حتّی الامکان با زوّار نهایت همکاری را نموده و رضایت خاطر آنان را جلب نمایند.

9- خدمت به مؤمنین(بلکه بنوع بشر) از ارکان فقر و جزء تعهّدات ایمانی و موجب خشنودی مولی و پیشرفت کارها و آسایش در دنیا و آخرت است و «مایۀ محتشمی خدمت درویشان است» و لازم است قولاً و عملاً این روحیّه که بحمدالله در فقرا مخصوصاً در جوانان وجود دارد، تقویت شود و از این توفیق الهی بیشتر بهره برداری گردد لذا باید فقرا آداب خدمت را از دستورات بزرگان مخصوصاً رساله شریفه پند صالح فرا گیرند، ضمناً در شهرستانهایی که مشایخ و مجازین هستند یا دارای حسینیه و هیئت اُمَنا می باشند با هماهنگی با آنها خدمات فقری را انجام دهند که این موهبت الهی هر چه بیشتر در جهت تقویت وحدت و همبستگی فقرا با یکدیگر بکار رود، زنهار از آنکه بالعکس سبب تفرقه و کدورت گردد.

10- همیشه باید به رحمت الهی و وعده ها و بشارت های خداوند در قرآن بمؤمنین امیدوار بود و یک حکمت آنکه انتظار ظهور فایض النّور حضرت صاحب الزّمان عَجَّلَ اللهُ فَرَجَهُ الشّریف را از عبادات دانسته و توصیه فرموده اند همین است که نور امید را در دلها زنده نگه میدارد و مؤمن را بشوق لقای محبوب تربیت می نماید پس از هیچ قدرتی جز قدرت الهی نباید واهمه داشت و بر فقرا لازم است انسجام و همدلی با یکدیگر را با شجاعت و شهامت توأم داشته و از خود ضعف و سستی نشان ندهند و بلطف الهی امیدوار باشند زیرا خداوند بنُصرت مؤمنین نسبت به پیامبر اکرم(ص) توجّه و عنایت داشته که فرموده است: «هُوَ الَّذی اَیَّدَکَ بِنَصرِهِ وَ بِالمُؤمِنین». استقامت در راه خدا و تحمُل ناملایمات، میوه شیرین ظهور حقّ و استحکام آن و ثبات قدم و رفتن باطل را نتیجه خواهد داد.

«رَبَّنا اَفرِغ عَلَینا صَبراً وَ ثَبِّت اَقدامَنا وَ انصُرنا عَلَی القَومِ الکافِرین»
التماس دعا: حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوب علیشاه
اوّل فروردین 1387= دوازدهم ربیع الاوّل 1429
+ نوشته شده در  جمعه 2 فروردین1387ساعت   توسط صلح كل  | 

 

ربنا!

حول حالنا الی احسن الحال

 

 

نوروز باستانی بر همه عزیزان مبارک

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 فروردین1387ساعت   توسط صلح كل  |