تبليغاتX
صلح كل

 

دكتر سيد حسين نصر

دوره‌ی حیاتی یك سنت دینی به گونه‌ای است كه در بعضی از مراحل بعدی آن نوعی بازگشت به عصر طلایی آغازین وجود دارد، عصری كه نفوذ نیروهای معنوی در آن در بالاترین حد خود بوده و سنت نزدیك‌ترین دسترسی را با منبع آسمانی خود داشته است. چنین مرحله‌ای در تاریخ اسلام در طول قرن هفتم ه‍.ق (سیزدهم م.)، قرنی كه گواه بر وجود حیاتی به غایت معنوی و یادآور عصر خود پیامبر بوده، قابل مشاهده است. كافی است تا به قله‌های اوج تصوف این دوره نظیر ابن‌عربی، صدرالدین قونیوی، جلال‌الدین محمد مولوی، نجم‌الدین كبری و كل مكتب آسیای مركزی اندیشید تا به سرشت این فصل شگفت‌آور تاریخ اسلام و بویژه تصوف پی برد. از مهم‌ترین ویژگیهای این عصر، تأسیس مكتب ابن‌عربی بود كه به بخش مهمی از تصوف جلوه‌ی نوینی بخشید، بسیاری از جریانات مختلف معنوی را متحد ساخت و اساس بسیاری از پیشرفتهای بعدی آن قرار گرفت.
گسترش تعالیم ابن‌عربی در سرزمینهای شرقی اسلام، بدون شك، یكی از حوادث برجسته‌ی معنوی و عقلی این عصر است.
در سرزمینهای شرقی اسلام، تعالیم ابن‌عربی مناسبت‌ترین زمینه را برای رشد بعدی خود پیدا كرد. در اینجا بود كه آموزه‌های وی هم زبان عرفان نظری را دگرگون ساخت و هم بر الهیات و حكمت یا فلسفه‌ی سنتی تأثیر نهاد. مدت هفت قرن تمام سلاسل حكما و اولیاء بر آثار وی شرح نوشتند و شاهكار وی «فصوص الحكم»(1) تا به امروز در محافل دینی سنتی و نیز در مجامع صوفیه و عرفا تعلیم داده می‌شود.(2)

اثرپذیری از تعالیم ابن‌عربی
با تقسیم‌بندی پیروان و اثرپذیران از تعالیم ابن‌عربی در چندین طبقه‌ی متمایز می‌توان گسترش تعالیم وی را در این سرزمینهای شرقی و بویژه در «ایران»(3) به بهترین نحوی مورد مطالعه قرار داد.:.....

برای ملاحظه متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 23 آذر1386ساعت   توسط صلح كل  | 
 
عرفان پایگاه محكمی در ایران و كل خاورمیانه و شبه‌قاره هند دارد و عرفای زیادی از این منطقه برخاسته‌اند كه هر كدام سرسلسلة ‌حلقه‌های صوفیانه شده‌اند و جنگ بین صوفیان و فقیهان امری تازه نیست.

تشیع از زمانی كه پا به ایران گذاشت، به صورت فرقه‌ای باطنی پدیدار شد. به‌خصوص در سلسله‌های زیاریان و آل بویه رنگ و بوی باطنی‌گری بیشتر دیده می‌شود. حتی صفویه در بدو پیدایش، بخصوص سرسلسله‌های آنان یعنی شاه صفی و شاه اسماعیل بیشتر از ‌آنكه پادشاه باشند، مراد و مرشد قزلباشان بودند. اما با نهادینه شدن دین در ایران و پیدایش مكتبخانه‌های درسی و پیدایش فقها، این دو جلوه از امر واحد یعنی «حقیقت» و «شریعت» (یا به قولی طریقت و شریعت) از هم جدا شدند.

حتی به صورت فضایی این جدایی كاملا در جغرافیا مشهود است. شما اگر كویر ایران را نصف كنید، نیمه غربی فقیهانه است و نیمه شرقی طریقانه. یعنی شهرهایی مثل تهران، قم، ‌كاشان، نایین، اردستان، ‌یزد، زواره و اصفهان مركز فقهای بزرگ بوده‌اند. از آن سمت، سمنان، ‌سبزوار، ‌شاهرود، نیشابور، گناباد، قائن، بیرجند، زابل و كرمان عرفای بزرگی را تحویل داده است. علاءالدوله سمنانی، ‌بایزید بسطامی و ابوالحسن خرقانی از این جمله‌اند. اینكه چرا این جداگزینی فضایی به وجود آمده است و چرا بالعكس نشده، موضوعی است که مجال دیگری می‌طلبد.

از میان فرقه‌های مهم در ایران، قادریه و سلسله نعمه‌اللهیه تابنده گنابادیه از همه مشهورترند. جریان قادریه عمدتا متعلق به اهل سنت هستند و در چارچوب تحلیل ما نمی‌گنجند. گرچه آنها هم زمانی در معرض آسیب فقهای محلی بوده‌اند، اما امروزه كسی به آنها كاری ندارد. آنها فقط در اوایل انقلاب به خاطر شارب‌های بلندشان به دستور امام جمعه ارومیه در معرض بعضی جوانان خودسر قرار گرفته و آنها شوارب (سبیل‌‌ها) را می‌چیدند. (یاد پطر كبیر بخیر كه به خاطر تجدد به دست سربازان قیچی داده بود تا ریش‌های موژیك‌ها (دهقانان روسی) را بچینند!) تا اینكه عده ای از سران آنها شكایت پیش امام بردند كه ما اهل حق هستیم و ما را بیخود اذیت می‌كنند. امام هم فرموند كه انشاء الله ما همه اهل حق باشیم. آنها خوشحال شدند و در شهرشان دیوارها را پر كردند كه «ما همه اهل حقیم،‌ امام خمینی». از آن پس،‌كسی آنها را اذیت نكرد!

فرقه دراویش گنابادی دارای خانقاه‌های بزرگی در بیدخت گناباد نزدیك قائن هستند و از قدیم‌الایام از مسافرین در راه مانده در خانقاه خود پذیرایی می‌كردند. امام در تفسیر سوره حمد خود در یك مورد استنادی به یكی از مشایخ این فرقه كرده است و از وی تجلیل نموده است. امام به خاطر مذاق عرفانی خود احساس همدلی زیادی با بعضی عرفا مانند محی‌الدین عربی و دیگران می‌كرد. امری كه در حوزه علمیه قم و در بین فقها مطعون بود و كوزه‌ای را كه پسرش مصطفی از آن آب خورده بود، ‌فقها آب می‌كشیدند. ایشان در نامه‌ به گورباچف از دو عارف نامدار یعنی محی‌الدین عربی و ملاصدرا نام می‌برند و اسم فقیهی در این نامه نیست.

این درگیری بین فقیه و صوفی تا زمانی كه امام زنده بود، چندان جلوه‌ای نداشت. ما نمونه‌ای نداریم كه جایی گزارشی از آن شده باشد. اما كم‌كم با تبدیل نهاد تشیع به church، گروهی محتسب دینی و یا می‌توان گفت كمیسر فقهی به وجود آمدند كه نمونه بنیادگرای آن را در زمان ضیاء‌الحق در پاكستان شاهد بودیم كه به آنان، «شرطه‌الخمیس» می‌گفتند.

این كمیسرهای فقهی، ‌به شدت شاخك‌هایش حساس شده است و به هر چیزی كه اندك مغایرتی با عرفیات اهل شرع دارد، ‌مواجه شود با آن ‌برخورد می كند كه یكی از آنها نارواداری و عدم مدارا با فرقه‌ها و سلسله‌هایی است كه سالهاست در ایران زندگی عادی خود را می‌گذرانند و به سبك خود، خدای خویش را پرستش می‌كنند و حتی مبادی به آداب شرع نیز هستند. تخریب خانقاه‌های دراویش گنابادی در قم و بروجرد، ‌برخورد با شیخیان اسكو و بناب، تخریب مساجد اهل سنت و تبدیل آنها به پارك كه یك مورد آن دو ماه پیش اتفاق افتاد، ‌نمونه‌هایی از این عدم تساهل است.

ما باید بدانیم كه شیعه در جهان اسلام در اقلیت قرار دارد و اگر بنا باشد كه رواداری را پیشه خود نكند،‌آنگاه شیعیان سایر كشورها در معرض خطر خواهند بود و چه بسا كه دامنه انتقام‌جویی گروه‌های بنیادگرای سنی به داخل ایران نیز كشیده شود. البته دراویش هیچ‌گاه اهل خشونت‌ورزی نبوده‌اند و از تعالیم آنهاست كه در قبال قدرت مركزی كرنش می‌كرده‌اند. اما ترس از آن است كه آنها به عنوان دستگرمی در معرض آسیبی قرار بگیرند و سیستم كمیسیاریای فقهی ما تجری پیدا كند و به دیگرانی بپردازد كه دارای قدرت به مراتب بیشتری هستند و دارای پشتیبانان قوی خارجی نیز می‌باشند. كما اینكه شاهد بودیم به ازای تخریب مسجد كوچكی در مشهد، چه فاجعه‌ای در حرم امام رضا (ع) آفریدند.

گذشته از سلسله‌های عرفانی استخوان‌دار، ‌در سنوات اخیر حلقه‌های عرفانی به اصطلاح فرنگیان newage نیز در ایران به وجود آمده است. مانند طرفداران یوگا، ‌مدیتیشن،‌ سای بابا، مون، ‌ذن، ‌بودیسم، شینتو و فرقه‌هایی از این قبیل. این حلقه‌ها به خاطر آنكه دین رسمی پاسخگوی نیازهای معنوی جوانان نیست،‌ به وجود می‌آیند و شاخه‌هایی از مراكز خارج از كشور هستند كه معمولاً‌ با این گروهها نیز با شدت عمل برخورد می‌شود. البته نمی‌توان منكر شد كه ممكن است در بین آنها خلافكاری‌هایی هم وجود داشته باشد،‌ اما روش صحیح آن است كه تكثر سابق به عالم تشیع بازگردد و دیگر كسی كوزه‌ای را آب نكشد تا بتوان در درون همین مذهب شیعه، مجالی برای پرستش برای همگان پیدا كرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 آذر1386ساعت   توسط صلح كل  |