|
آنچه میخوانید مصاحبه اخیر بخش فارسی رادیو بی بی سی با آقایان : محمد تقی فاضل میبدی٬سید مصطفی آزمایش و محسن کدیور است که در مورد علل گرایش فزاینده مردم ایران به سمت عرفان و تصوف در سالهای اخیر و علل برخورد حاکمیت جمهوری اسلامی با طرفداران عرفان و تصوف می باشد متن عینا از روی فایل صوتی پیاده گردیده است: محمد تقی فاضل میبدی
پژوهشگر در دانشگاه مفید قم در معرفی سلسله دراویش گنابادی چنین میگوید: آن چیزی که اکنون در ایرن مطرح هست سلسله دراویش گنابادی است.اینها مسلمانند٬شیعه هم هستند و اصلا اختلافی در اصول با غیر دراویش که شیعه هستند ندارند و حتی اختلافشان در برخی از فروعات هست و تا آنجا که من اطلاع دارم بسیار افراد اهل سواد و فضل و دانش در بین آنها وجود دارد دکتر سید مصطفی آزمایش سخنگوی سلسله گنابادی در خارج از ایران س/ چرا با وجود سختگیریهای اخیر حکومت ایران گرایش به تصوف همچنان زیاد است؟ ج/ جمع بندی من این بوده که:در ایران و برای ایرانیان یک نیروی دافعه عجیبی اسلام سیاسی شده ایجاد کرده یعنی از زمانی که دین با سیاست آمیخته شده آن شان قدوسیت و اعتبار معنوی خاصی را که قبلا در ذهن مردم داشته تا اندازه ای از دست داده و مردم این وسط به ناچار احساس میکنند که با باید به طور کلی قید اعتقادات معنوی خودشان را بزنند یا به دنبال یک روش دیگری بگردند که رابطه آنها را بتواند با اسلام و با معنویت حفظ کند س/ با تجه به شدت عمل حکومت نسبت به پیروان سلسله نعمت الهی آیا باید در انتظار تغییری در فعالیتهای عبادی این گروه بود؟ ج/ سلسله نعمت الهی گنابادی یک جریان زیر زمینی مخفی سیاسی نیست که بخواهد کار خاصی انجام بدهد. به همین اجتماعات هفتگی و گفتارهای صوفیانه و درسهای معمولی صوفیانه خود ادامه خواهد داد. محسن کدیور پژوهشگر دینی و استاد دانشگاه در تهران
س/دلیل تمایل گسترده به سمت تصوف چیست؟ ج/در ایران هر زمان که سختگیری افزایش پیدا کرده و یا نا امیدی بالا رفته ٬ یا خشونت بوده در جامعه اقبال مردم به عرفا٬صوفیه و دراویش هم بیشتر شده ٬ ما بعد از هر جنگی شاهد رواج بیشتر جریانهای شدید عرفانی و صوفی در ایران بودیم . در زمانه ما هم با توجه به رواج یک جریان خاصی از دین که بیشتر توجه خاصی به سمت نوعی فرمالین و صورت گرایی و ظواهر دینی و احکام شرعی دارد طبیعی است که مردمی که گرایش دینی دارند متوسل به جنبه های باطنی دین که در ایران به نام عرفان یا به نام تصوف نامیده میشود گرایش پیدا می کنند. س/ نکته مهم دیگر برخوردهای تند حکومتی با پیروان سلسله های درویشان و فعالیتهای اجتماعی و عبادی آنها است. برخودی که با توجه به ماهیت غیر سیاسی پرسش بر انگیز است نظر شما چیست؟ ج/ برای من هم قابل تعجب است. یک تحلیل احتمالی می تواند این باشد که هر تشکیلاتی که به نحوی حرف شنوی از مدیران خودشان داشته باشند و امکان نفوذ در جامعه هم برایشان تصور شود٬ توسط عوامل حکومت تحت فشار قرار می گیرند.
+ نوشته شده در جمعه 25 خرداد1386ساعت   توسط صلح كل
|
آنچه می خوانید خاطره جناب حاج دکتر نور علی تابنده(مجذوبعلیشاه)در مورد ملیت مولانا است .این خاطره را ایشان در مقاله((ایران فرهنگی -ایران سیاسی))*نقل کرده اند:
((به یاد دارم در دوران دانشجویی در پاریس با دانشجویی اهل ترکیه بحثی داشتم٬ وی مولوی را شاعر و عارف ترک می خواند.در پاسخ گفتم: کسانی مانند مولانا به جهان و بشریت تعلق دارندولی از این مطلب که بگذریم به چند سوال من که پاسخ دهی آن وقت به شما پاسخ خواهم گفت که مولوی متعلق به چه ملتی است. پرسیدم مقبره مولانا در قونیه است٬در کتیبه های مزار وی سطوری نوشته شده است آیا میتوانی آن کتیبه را بخوانی؟پاسخ داد : آتا تورک خط ما را تغییر داد و چون آن نوشته ها با رسم الخط قدیم است نمی توام آنرا بخوانم .گفتم اما من میتوانم آنرا بخوانم.ادامه دادم و گفتم : در موزه ها پیش نویس برخی از آثار مولانا به خط خود او موجود است آیا میتوانی آنها را بخوانی؟پاسخ داد به همان دلیل سابق الذکر نمی توانم بخوانم.گفتم : اما من می توانم بخوانم و از این دو پاسخ تو منصرف شده و گناه آنرا به گردن آتا تورک می گذارم که با تغییر الزلمی خط٬شما را از گذشته هایتان جدا کرد ولی من به شکرانه این نعمت که می توانم خط مولانا را بخوانم از لطف خداوند متشکرم که نوشته های مولانا و اشعارش اگر برایم خوانده شود٬ معنای آنرا میفهم و هم خود میتوانم آنها را بنویسم .اما آیا تو معنای آنها را می فهمی؟پاسخ داد: نه٬ بالاخره گفتم :اینک تو خود بگو مولوی ایرانی بود یا ترک؟در اینجا آن دانشجوی ترک ساکت شد...)) .......................................... * این مقاله در مجموعه مقالات ((عرفان ایران)) شماره ۳ چاپ شده است.همچنین در کتاب ((مجموعه مقالات حقوقی و اجتماعی)) تالیف حاج دکتر نور علی تابنده (مجذوبعلیشاه) درج گردیده است
+ نوشته شده در چهارشنبه 16 خرداد1386ساعت   توسط صلح كل
|
حافظ غزلی بسیار بلند و عالی دارد که در آن مبحث ((وحدت وجود)) به وضوح مطرح گردیده است و چقدر زیبا حافظ این مضوع را مطرح میسازد ابیاتی از این غزل را میخوانیم: روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست منت خاک درت بر بصری نیست که نیست ناظر روی تو صاحب نظرانند آری! سر گیسوی تو در هیچ سری نیست که نیست اشک غماز من ار سرخ بر آمد چه عجب خجل از کرده خود پرده دری نیست که نیست مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز ور نه در مجلس رندان خبری نیست که نیست آب چشمم که بر او منت خاک در توست زیر صد منت او خاک دری نیست که نیس غیر این نکته که حافظ ز تو ناخشنود است در سراپای وجودت هنری نیست که نیست مصراع اول بیان این مضمون است که:((به هیچ چیز هیچ کس نگاه نمی اندازد مگر اینکه به روی تو نگاه میکند))و این کلام همان تعبیر حضرت صادق (ع) است و البته به مولا علی (َع) هم منسوب است به این عبارت:((ما رایت شیئا الا و رایت الله قبله و بعده و معه))هیچ چیزی را مشاهده نکردم مگر اینکه قبل و بعد و همراه آن چیز خداوند را مشاهده نمودم. حاج ملا هادی سبزواری استاد جناب حاج ملا سلطان گنابادی (سلطانعلیشاه)بسیار عالی از غزل بالا استقبال کرده و آن را بسیار خوب پرورش داده که نشان از ذوق بالای ایشان داردحیف بود به آن اشاره ای نمی کردیم: شورش عشق تو در هیچ سری نیست که نیست منظر روی تو زیب نظری نیست که نیست نه همین از غم او سینه ما صد چاک است داغ او لاله صفت بر جگری نیست که نیست موسی ای نیست که دعوی انا الحق شنود ور نه این زمزمه اندر شجری نیست که نیست چشم ما دیده خفاش بود ور نه تو را پرتو حسن به دیوار و دری نیست که نیست گوش اسرار شنو نیست و گرنه ((اسرار))* برش از عالم معنی خبری نیست که نیست * اسرار تخلص حاج ملا هادی سبزواری است
+ نوشته شده در جمعه 4 خرداد1386ساعت   توسط صلح كل
|
|
|