|
نقض حقوق بشر و اصل 23 قانون اساسي در مبارزه حاكميت با عرفان وتصوف اخيرا استفتايي در روزنامه جمهوري اسلامي از آيت اله فاضل لنكراني به چاپ رسيد كه ايشان تمام فرقه هاي وابسته به عرفان و تصوف اسلامي را باطل خوانده بودند.همچنين آيت اله نوري همداني به كرات به عرفان و تصوف حمله كردند و در سخنرانيهاي متعدد در 6 ماه گذشته بسيار تند و خشن اهل عرفان و تصوف را مورد حمله قرار دادند. از جمله گفته هاي ايشان كه:((صوفيه را بايد قلع و قمع كرد))يا((با وجود اسلام ناب ديگر جايي براي تصوف باقي نمي ماند))واخيرا در ملاقات با مسولان كانونهاي قرآني دزفول از حضار چنين خواستند:((اگر در امور دولتي و از مسولان استان كسي را ميشناسيد كه از صوفيه حمايت ميكند اورا به من معرفي كنيد))همچنين ايشان مشكل جدي با عرفاي بزرگ كشور ما از جمله:مولوي،بايزيد بسطامي،عطار،جنيد بغدادي و ...دارند ايشان اين عرفاي بزرگ را جز فرقه هاي باطل خوانده اند وآنان را دشمن اهل بيت معرفي كرده اند.حتي مولوي عارف و شاعر بزرگ ايران زمين كه چهره جهاني فرهنگ و ادب ايران زمين ميباشد از حملات ايشان در امان نمانده وآيت اله نوري همداني مولانا را صوفي قهار ،كافر،مشرك و دشمن اهل بيت معرفي نمودند. صرف نظر از صحت يا سقم مطالب فوق و يا انگيزه هاي ارايه چنين مطالبي كه به جاي اتحاد بين مسلمين قطعا باعث ايجاد تفرقه وبروز نا آرامي و مخدوش نمودن چهره مذهب تشيع به عنوان عامل خشونت و ترور ميشود.اگر بخواهيم از منظر قانون اساسي به اين سخنان توجه كنيم ميبينيم كه متاسفانه سخنان اينچنين ناقض اصل 23 قانون اساسي جمهوري اسلامي ایران است كه چنين ميگويد:((تفتيش عقايد ممنوع است و هيچ كس را نميتوان به صرف داشتن عقيده اي مورد تعرض و مواخذه قرار داد)) آيا اين مبارزه تعرض به گروه خاصي از شهروندان اين مملكت به خاطر عقايد مذهبي شان نيست؟استفاده از كلمات(( قلع و قمع )) در مورد شیعیان مسلمان چه معنايي در كلام يك مرجع تقليد مي تواند داشته باشد؟مگر خداوند در قرآن نفرمود:((ولقد کرمنا بنی آدم))(سوره اسرا آیه ۷۰)یعنی بنی آدم را کرامت دادیم به حکم آنکه انسان است.آیا تخریب حسینیه شریعت قم و ضرب و شتم برادران و خواهران مسلمان در راستای کرامت بخشیدن به انسان است؟در کدام مرام و مسلک و دین چنین معصیتی مشروع است؟باید تاسف خورد به حال کسانی که خود را شیعه علی میدانند ولی دستورات انحضرت را قبول ندارند.علی (ع)در نامه اش خطاب به مالک اشتر چنین فرمود:((ای مالک مردم دو دسته اند یا برادر دینی تو هستند یا اگر مسلمان نیستند در خلقت مانند تو انسانند و الی آخر))(نامه ۵۳ نهج البلاغه)و بعد آن حضرت به مالک درباره رفتار با مردم سفارش میکند چگونه میتوان خود را شیعه علی نامید و به حقوق شیعیان علی آشکارا تجاوز کرد؟باز رجوع میکنیم به حکایتی از زمامداری مولا علی (ع) هنگامی که در زمان خلافت ایشان ماموران حکومتی خلخال را از پای یک دختر یهودی بیرون آوردند آنحضرت ۳ روز تب کرد و هنگامی که ابن عباس علت را جویا شد.علی (ع)فرمود:((پسر ابوطالب باید بمیرد که در حکومت او حرمت زنی غیر مسلمان چنین شکسته شود))جالب اینست که آنحضرت در مورد غیر مسلمان اینقدر حساس بود که مبادا کرامت انسانی او به حکم آنکه انسان است شکسته شود.تا چه رسد به اینکه ما چنین جسورانه به نام اسلام و مذهب تشیع ودر حکومتی که ادعای جهانی شدن دارد چنین بی رحمانه کرامت انسانی برادران و خواهران مسلمان خود را لگد مال کنیم. و به خاطر آنکه اهل عرفان و تصوف هستند آنها را تهدید کنیم و از ابتدایی ترین حقوق انسانی محروم کنیم. چنین جفایی نه تنها در اسلام بلکه در هیچ مکتب و مرام و مسلکی مشروعیت ندارد.چه نیکو فرمود سعدی:((معصیت از هر کس سر زند ناپسند است و از علما ناپسند تر ٬چرا که علم سلاح جنگ با شیطان است و چون صاحب علم را به اسارت برند شرمساری بیشتر بود)) چون روز هویداست از این تخم که کشتیم از دوزخیانیم نه از اهل بهشتیم.
+ نوشته شده در چهارشنبه 29 شهریور1385ساعت   توسط صلح كل
|
توضیح درویش خرسند در مورد هک شدن وبلاگش
+ نوشته شده در شنبه 25 شهریور1385ساعت   توسط صلح كل
|
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید که ز انفاس خوشش بوی کسی می آید در تمام ادیان و مذاهب اعتقاد به وجود یک منجی که بشریت را نجات خواهد داد وجود دارد.در دین مبین اسلام چه در مذهب تسنن و چه تشیع این اعتقاد وجود دارد که منجی عالم بشریت از فرزندان پیامبر اکرم (ص)خواهد بود.منتهی اهل تسنن معتقدند که حضرت عسکری(َع) فرزندی نداشت. ولی بیشتر آنان اعتقاد دارند که:مهدی منتظر که ظهور خواهد کردیکی از فرزندان و احفاد رسول اکرم(ص) خواهد بود که هنوز متولد نشده است.ولی عقیده شیعه اثنی عشری بر این است که :حضرت عسکری(ع)فرزند ذکوری داشت که جانشین بلافصل او و مهدی و حجت عصر و زنده و غایب و منتظر است و عالم انتظار ظهور او را دارد. منتظران را به لب آمد نفس ای زتو فریاد٬ به فریاد رس لذا با قلبی منتظر و شکسته این ندا را بارها و بارها تکرار میکنیم.البته و صد البته ظهور اصلی ایشان در قلب مومنین خواهد بود.پس چگونه ممکن است کسی ایشان را در باطن رویت کند و در ظاهر نشناسد؟برای همین یاران آن حضرت بسیار اندک هستند.وبه همين دليل اهل ظاهر ایشان را هنگام ظهورنمی شناسند واينك فقط لاف محبت میزنند و چه بسا اولین کسانی خواهند بود که بروی مبارکش شمشیر کشند. اگر چه نشانه هایی برای ظهور آن حضرت ذکر شده اما این نشانه ها کفایت نمیکند.لذا باید دیده باطن را صیقل داد تا عکس آن ماهرو در آن متجلی شود.که:قلب مومن عرش خداوند است.امیدواریم با خانه تکانی خانه دل مقدمات ظهور ظاهری ایشان را فراهم کنیم.و مدعیان را فقط میتوان گفت: این مدعیان در طلبش بی خبرانند آنرا که خبر شد خبرش باز نیامد
+ نوشته شده در جمعه 17 شهریور1385ساعت   توسط صلح كل
|
|
|
||||||||||||